فکر کنم حدود  دو سه سال پیش بود که در اتفاقی کاملاً اتفاقی و تصادفی ، در عرض یک هفته بیش از هَفَشدَه روزنامه اصلاح طلب و مدعی اصولگرایی و بعضاً هَشَلهَف ! مصاحبه های اختصاصی با عبدالله جاسبی - باقی  مانده ترین مدیر سی و یک سال اخیر - انجام دادند و بدون اینکه دیناری بابت این مصاحبه های روشنگرانه از آقای جاسبی یا دبیر خانه مجمع تشخیص مصلحت دریافت کنند باز هم خیلی تصادفی ، سؤالات و پاسخهای خیلی شبیه به همی را منتشر کردند و ما روزنامه نگاران از این هم تَوارُد و هم اندیشی خبرنگاران داشتیم شوکه می شدیم . اما ...

اما در این میان ، یک اتفاق یا یک هوشمندی یا یک زیرکی یا هر چیز دیگری که شما اسمش را بگذارید یا می گذارید باعث شد ، بخشی از یکی از این مصاحبه ها برای همیشه در تاریخ مطبوعات ایران جاودانه شود و آن هم عکس ِ تکاندهنده و خیره کننده "حجت الله سپهوند" از جاسبی مزبور در صفحه اول روزنامه اعتماد ملی آن ایام بود ( اگر کسی تاریخ دقیقش را می داند یادآوری کند تا در متن تصریح کنم ).

مصاحبه خبرنگار روزنامه اعتماد ملی با جاسبی ، تفاوتی با رپرتاژ آگهی ها ( ببخشید گفت و گو های خودجوش ) روزنامه های دیگر نداشت ، اما عکس سپهوند واقعاً تمام تلاشهای خبرنگار زحمتکش روزنامۀ آقای مهدی کروبی را به باد داد . او تصویری از جاسبی گرفته بود که دو دستش را به دو گوشه میز ِ دراز ِ اتاق کارش گرفته بود ، در حالی که تصویری واژگون نیز از او در شیشه آن میز دراز مشاهده می شد  و اگر اشتباه نکنم تیتر مصاحبه هم این بود که :


من به میز نچسبیده ام ؛ میز به من چسبیده است ! ( بله درست است در تیتر روزنامه ، علامت تعجبی نبود ؛ من اشتباه کردم گذاشتم ).

در هر صورت ، من به عنوان کسی که بیش از دو دهه کار خبرنگاری کرده است و هر روز بیش از ده بیست روزنامه را ورق می زند ، هیچ عکس خبری ِ سیاسی ِ دیگری را بهتر و گویاتر از این عکس ندیده و نه شنیده ام و فکر می کنم دوستان خبرنگار و روزنامه نگارم هم در این زمینه با من همنظر باشند . من با خود ِ"حجت الله سپهوند" صحبت نکرده ام ، اما شاید اگر از خود او هم بپرسیم ، بهترین عکس خبریش کدام است به  همین عکس جاسبی ِ مزبور اشاره کند . ( فکر می کنم جمله ام اشکال ویرایشی دارد : ... به همین عکس مزبور از جاسبی اشاره کند !)

اتفاقات دو سه روز اخیر در عرصه دو قوه قضاییه و مقننه ( که باز هم به طور عجیبی تصادفاً همزمان شدند !) ، بخصوص رأی قاطع نمایندگان مجلس شورای جاسبی ( باز هم ببخشید ! از بس این روزها همه جا بحث مجلس و جاسبی است هر کس دیگر هم که باشد ، جای اسلامی و جاسبی را اشتباه می کند) ،  در حمایت شگفت انگیز و با معنای آنان از ولی نعمتشان آقای جاسبی و کارشدن مکرر عکس سپهوند در وبلاگها ، سایتها و روزنامه ها مرا به یاد شأن نزول آن انداخت و گفتم به سهم خودم و به عنوان یک همکار مطبوعاتی ، یادی از خالق این عکس ماندگار کنم و سپاس عمیق و قلبی و خسته نباشیدم را نثار او .

دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

در شبستان مسجد جامع نارمک تهران جای سوزن انداختن نبود. شب شام غریبان امام حسین"ع" بود و دکتر داشت با شور و حرارتی وصف ناپذیر از امامت و نقش آن در حادثه عاشورا می گفت. جوانها به هم نگاه می کردند: "حسین یک درس بزرگتر از شهادتش به ما داده است و آن نیمه تمام گذاشتن حج و به سوی شهادت رفتن است. حجی که همه اسلافش، اجدادش، جدش و پدرش برای احیای این سنت، جهاد کردند. این حج را نیمه تمام می گذارد و شهادت را انتخاب می کند؛ مراسم حج را به پایان نمی برد، تا به همه حج گذاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد که: اگر امامت نباشد، اگر رهبری نباشد، اگر هدف نباشد، اگر حسین نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا با خانه بت، مساوی است."

مو بر تن همه سیخ شده است. نفسها حبس شده است و دکتر ادامه می دهد:"  وقتی در صحنه حق و باطل نیستی، وقتی شاهد عصر خودت و شهید حق و باطل جامعه ات نیستی، هر کجا که می خواهی باش: چه به نماز ایستاده باشی چه به شراب نشسته باشی، هر دو یکی است."شهادت، حضور در صحنه حق و باطل همیشه تاریخ است." سخنرانی تمام شده است، خون در رگهای همه بخصوص جوانهایی که سیاهپوش عزای سید الشهدا "ع" هستند به جوش آمده است. چراغهای مسجد جامع خاموش می شود و فریاد دویست جوان که اکثراً دانشجو هستند شبستان را به لرزه در می آورد: زنده باد خمینی – زنده باد خمینی. مأموران ساواک وحشت زده می کوشند چراغها را روشن کنند. فریاد جوانان پرشورتر ادامه می یابد: خمینی پیروز است- خمینی پیروز است. مأموران پلیس وساواک با مردم و جوانان درگیر می شوند و زد و خورد شدیدی صورت می گیرد.

فردا صبح گزارشی روی میز مسئول مربوط در سازمان اطلاعات و امنیت کشور بود که از سخنرانی 7 اسفند 1350 علی شریعتی در مسجد نارمک و اتفاقات بعد از آن حکایت می کرد، معلوم نیست همین مأموران بودند یا مأموران دیگری که یک سال بعد اما این بار پس ازسخنرانی دکتر در حسینیه ارشاد درباره فلسفه حج درگزارش خود نوشتند که پس از این سخنرانی، جوانان و دانشگاهیان شعار دادند: مرگ بر حکومت یزیدی –خمینی بت شکن بپاخیز. بپاخیز خمینی روحانی و عالم آرمانی دکتر شریعتی بود؛ بزرگمردی که از او به عنوان "مرجع بزرگ عصر ما " یاد می کند و در کتاب "خودسازی انقلابی" درباره اش اینچنین می نویسد: "... ظهور روحهای انقلابی و شخصیت های پارسا، آگاه ودلیری که به خاطر وفادار ماندن به ارزش های انسانی و پاسداری از حرمت و عزت اسلام و مسلمین گاه به گاه دربرابر استبداد ، فساد و توطئه های استعمار، قیام می کرده اند ، از این گونه است قیام های که از زمان میرزای شیرازی تا اکنون، آیت الله خمینی ، شاهد آن بوده ایم."

او در جایی دیگر، قیام 15 خرداد 1342 را گسستن پیوند مماشات روحانیت با سلطنت ارزیابی و امام خمینی را چنین توصیف می کند: " در خاموشترین ایامش ناگاه خفته ای از این اصحاب افسوس بیدار می شود و از کهف حجره ای بیرون می پرد و ابوذروار بر سر قدرت فریاد می زند و اسرافیل وار در صور قرآن میدمد و گور ها را بر می شوراند و امنیت سپاه قبرستان را بر می آشوبد و محشر قیامتی بر پا می کند. "


گزارش های ساواک آنقدر صریح است که جای هیچ اما و اگری باقی نمی گذارد:
بر اساس اسناد به دست آمده از این گزارش ها، شریعتی در نهان نیز در پی ترویج مرجعیت و رهبری آیت الله روح الله خمینی بوده است: "علی شریعتی پس از بسته شدن حسینیه
( ارشاد) ، به طرفداران خود دستور داده است که در مجالس ، به نام طرفداران آیت الله خمینی با معممین و طلاب بحث نموده و آنان را به طرفداری خمینی گرایش دهند." این گزارش تصریح می کند که در حال حاضر مریدان وی( شریعتی) به همین نحو عمل می نماید. بااین همه ، آنها که چشم و گوش خود را بر این همراهیهای دکتر با نهضت امام خمینی و همنشینی های او با علمایی چون مطهری ، طالقانی، خامنه ای ، بهشتی، موسی صدر بسته بودند و فریادهای شریعتی علیه سکوت یا مماشات برخی از روحانیان را تاب نمی آوردند ناجوانمردانه او را به دشمنی باکل روحانیت متهم می کردند و او را اینچنین به واکنش وا می داشتند؛ اول گفتند با ولایت مخالف است! بعد که دیدند یک میلیون نسخه کتاب و نوار از من درباره ولایت، در دسترس مردم قرارگرفته، گفتند: نه به خاطر "مصلحت" است- چرا که خدا و خلق می دانند که تاکنون دروغی را به خاطر "مصلحت" نگفته بودم و نگفته ام ، و نخواهم گفت و... سرنوشتم حاکی از این است که نگفته ام. و به خاطر اعتقاد و ایمان خود ضرورت اجتماعی و مسئولیت فکری من است که من در طول این مدتی که می توانستم درهر سطحی، چه در اروپا و چه در اینجا –کار کنم، حرف بزنم و خدمتی انجام دهم، همیشه قویترین، مؤمنانه ترین و متعصبانه ترین دفاع را از "روحانیت راستین و مترقی" ازجامعه "علمی درست و اصیل اسلامی" کرده ام و دراینجا حتی به خود شما هم گفته ام که : دفاع ، نگهبانی و جانبداری از این جامعه علمی نه تنها وظیفه هر مسلمان مؤمن است بلکه – از آنجا که آخرین و تنها سنگری است که در برابر هجوم استعمار فرهنگی غرب، ایستادگی می کند وظیفه هر " روشنفکر مسئول "است و لو معتقد به مذهب هم نباشد.

با این حال، بزرگان روحانی انقلاب، بخصوص رهبر عزیزمان آیت الله خامنه ای – چه پیش و چه پس از پیروزی انقلاب نهضت – بارها بر نقش مهم و تأثیر گذاری کم نظیر روشنفکرانی چون دکتر شریعتی و جلال آل احمد در "زمینه سازی" و "پیروزی" انقلاب اسلامی تأکید کرده اند. این نوشته ها را با دستنوشته ای از آیت الله سید علی خامنه ای درباره جلال و شریعتی به پایان می بریم:"... مطهری و طالقانی و شریعتی در این انقلاب حکم "پرچم" را داشتند.همیشه بودند. تا آخر بودند. چشم و دل "مردم" ونه خواص از آنها پر است و این همیشه بودن و با مردم بودن، چیز کمی نیست. "...

 

پانوشت : این مطلب دیروز همزمان با سی و سومین سالگشت درگذشت دکتر ، در خبرگزاری برنا منتشر شد و به فاصله کمی در اکثر خبرگزاریها و سایتها بازنشر یافت . از جمله در سایت رجا نیوز ، جهان نیوز ، خبر آنلاین ، ...

یکشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

در درس "اسلام شناسی " - حسینیه ارشاد- نقل کردم که :

در سال ١٣٣٨ ، انجمن دانشجویان ایرانی فرانسه - که آن ایام دست ِ دستهایی بود ! - جلسه ای داشت با حضور آقای "جهانگیر تفضلی" ، و آقای رزم آرا سخنرانی می فرمود و تعبیراتی از این قبیل که : « من هر وقت در ایران ، از جلو مسجدی می گذشتم و صدای واعظی را می شنیدم ... حالم به هم می خورد ، اوغم می گرفت ! من این مذهب را دوست ندارم ، متنفرم . این آخوندها عامل بدبختی مملکت و پایگاه استعمار بوده اند ...».

من برخاستم و هر چه جزّ و پَر زدم ، اجازه حرف زدن ندادند . نوبت گرفتم ، نوبتم نمی شد . تا با داد و قال خودم را بر جلسه تحمیل کردم و گفتم : من از این آقای ... تعجب می کنم . امروز ، به دورترین قبیله آفریقایی هم اگر سر بزنید ، این اصل بدیهی اخلاق و تمدن را آموخته اند که به عقیده دیگران ظاهراً احترام بگذارند . شما تا چه حد "امپر مآبل" هستید که سالها در مرکز تمدن و آزادی عقیده و احترام به عقاید دیگران زندگی می کرده اید و هنوز نم رطوبتی از مدنیت به درزتان نرفته است ؟ شما که از همه دعوت کرده اید ، احتمال می دهید که کسانی چون من ، هنوز خیلی روشنفکر نشده باشند که بتوانند فرمایشهای شما را تحمل کنند ، چگونه بدون رعایت حرمت عقیده امثال من ، اینچنین هتاکی و اهانت می کنید ؟ ثانیا ً ، آقا جان ! مذهب که کلوچه قندی نیست که با ادا و اطوار ِ خاص ِ زنان آبستنی که ویار کرده اند و برای شوهرانشان ناز می کنند بگویید : من مذهب را اصلا ً دوست ندارم ! ثالثا ً گفتید آخوندها پایگاه استعمار بوده اند . این یک مسئله ذوقی نیست که بگویید من آخوند دوست دارم ، من آخوند دوست ندارم ؛ این یک مسئله عینی و تاریخی است . باید سند نشان دهید و مدرک .


تا آنجا که من می دانم ، زیر تمام قراردادهای استعماری را کسانی که امضا گذاشته اند ، همگی از میان ما تحصیلکرده های دکتر و مهندس و لیسانسیه بوده اند و همین ما از فرنگ برگشته ها . یک آخوند ، یک از نجف برگشته اگر امضایش بود ، من هم مثل شما اعلام می کنم که : آخوند دوست ندارم !

از آن طرف ، پیشاپیش هر نهضت ضد استعماری و هر جنبش انقلابی و مترقی ، چهره یک یا چند آخوند را در این یک قرن می بینیم . از سید جمال بگیر و میرزا حسن شیرازی و بشمار تا مشروطه و نهضت اخیر [ ملی شدن نفت ] ...

شنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٩ساعت ٧:٠٥ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

جلوی مقر نگهبانی می دادم ؛ مقری که دور تا دورش را تپه های بلندی احاطه کرده بودند. آنموقع - سال ۶٠ یا ۶١ - دیجیتالیسم امروزی وجود نداشت بنابر این تمام داده های صوتی ما از رادیو ضبط بزرگی بود که هشت تا باطری بزرگ می خورد و وقتی دو سه بار یک نوار کاست را گوش می کردی ، عمر باطریهای مزبور هم تمام می شد .

من آنموقع در آن روزهای دوری از ایران ، تنها یک نوار کاست داشتم که هم موسیقی داشت و هم صدای دلنشینی که دیگر همه لبنانیها آن را حفظ شده بودند : "نینوا" ی یک از سید حسام الدین سراج از تولیدات حوزه اندیشه و هنر اسلامی . یادم هست یک بار فیصل به من گفت این شعری که می خوانَد یعنی چه و من با عربی شکسته بسته ای برایش ترجمه کردم این شعر را که درباره خرمشهر ِ دوران اشغال بود : شهر ، شهر خون است / پنجه در خون ، خصم ِ دون است / خانه خون است / کوچه خون است / خانه دیده و خانه دل - هر دو - خون است /... و دیدم که اشک از چشمانش جاری شد .

در آنشب هم من در هنگام پاس ، ضبط را برداشته بودم و نوار نینوا را گذاشته بودم و داشتم حالی می کردم اساسی ! که "حسن" را دیدم که از داخل اردوگاه بیرون آمد و به سمت دستشوییها رفت و وقتی برگشت صورتش زیر نور وضویی که گرفته بود می درخشید . سلام کرد و گفت : تقی ! می خواهم چیزی به تو بگویم . گفتم : بگو حسن ! گفت : اولاً تو در هنگام نگهبانی نباید به هیچ کار دیگری که حواس تو را از وظیفه ات دور کند بپردازی و این نوار گوش کردن مانع حُسن انجام وظیفه ات می شود . ثانیاً باطری بیت المال را داری برای هوس ِ شخصی خودت استفاده می کنی که قطعاً اشکال دارد . یک اشکال منطقی - حقوقی ِ ! دیگری هم از این کار من گرفت که یادم نیست و بعد گفت : این فرصتها از دست می رود و ما افسوس می خوریم که کاش از این زمانها بهره بیشتری می گرفتیم . ضبط را خاموش کردم و گفتم : حسن ! تو وقتی داری پاس می دی چی کار می کنی ؟ کمی مکث کرد و گفت : رشوه می دم ! گفتم : رشوه ؟! گفت : آره . من خیلی از لحظه مرگم و زمانی که ملک الموت می آید می ترسم . برای همین هر بار یک دور تسبیح صلواتی ذکری برای حضرت ملک الموت و آن دو فرشته ای که توی قبر به سراغم می آیند می فرستم تا رعایت حال مرا بکنند ! تو هم می توانی این کا ر را بکنی و اگر نخواستی زمانت را با ذکر و دعا و تفکر بگذرانی . اصلاً در چهره اش شوخی و خنده نبود و من از همین حالت چهره اش جا خوردم و وقتی از من خداحافظی کرد که مثل هر شب برود سر وقت نماز شب و تهجدش ، تا پایان وقت نگهبانیم به حرفی که زد فکر می کردم و از تقوایش و دقتهایی که داشت لذت بردم و راستش خیلی به حالش غبطه خوردم .

**

خانوم کیا به مناسبت  چهل روزی که از حالا تا زمان تولد امام مهدی "عج" فاصله داریم در یک بازی یا حرکت وبلاگی شرکت کرده است با عنوان "هدیه به خورشید" و از دیگران و از جمله من هم دعوت کرده است که در این باره چیزی بنویسم و بگویم که در این چهل روز ، کدام کار نادرستم را ترک می کنم تا هدیه ای به مناسبت تولد امام مهربانمان  به او  باشد .

حقیقت این است که در کنار خطاهای بزرگ و کوچکی که دارم ، خوشبختانه تعمدی نسبت به رعایت حقوق مالی دیگران دارم و از خدا خواسته ام و سعی هم می کنم که در زندگی حق هیچ کسی را نخورم و خدا هم توفیق دهد تا هیچ کس حق مرا نخورد . اما تذکری یک خطی که چند روز پیش در گوگل ریدر خواندم مرا حسابی به فکر فرو برد . آن تذکر این بود که چرا همه به روز کردنهای وبلاگهایمان و بازنشر دادن مطالب خوب محیط نت را در محل کار و با دستگاههای بیت المال انجام می دهیم ؟ این تذکر ، تلنگر بزرگی برای منی بود که فکر می کردم در این زمینه ها رعایت خوبی دارم و به کسی در این زمینه ها بدهکاری ندارم و دیدم که دارم !

خوب ، من آنقدر توانایی ندارم که از کنار گناهان و معاصی بزرگ و کوچکی که به آن مبتلا هستم بگذرم و برای کنار گذاشتن آنها از خداوند توفیق می خواهم . اما برای همین ۴٠ روز و ان شاء الله برای همیشه با مدد الهی و دعای خود امام زمان "عج" تصمیم می گیرم از  اموال بیت المال و بخصوص کامپیوترهای محل کار و اینترنت پر سرعت  وسوسه انگیز آن ، استفاده شخصی نکنم ! همین کار شاید موجب شود مقداری - و فقط مقداری ! - از اعتیادم به اینترنت و از آن بدتر "گودر" کم شود و از وقتم هم - بنا بر آنچه از شهید بزرگوار " حسن پورمند صفا" نقل کردم - استفاده بهتر و مؤثرتری بکنم .

این تصمیم بنا به دلایلی ! به نوعی به خود خانوم کیا هم مربوط می شود !

پانوشت : شب جمعه پیش که با مادرم از زیارت حضرت عبدالعظیم "ع" بر می گشتیم ، به مناسبتی ذکر خیری از حاج آقا مجتبی تهرانی شد و مامان گفت : خوش به حالت که سالهاست به مجالس ایشان می روی . و من خاطره اول مطلب را از حسن برایش گفتم و گفتم : می دانی حسن ، کسی بود که فقط  دو سه ماه محضر حاج آقا مجتبی را درک کرده بود ؟ و کسی بود که تنها به گواهی چهره اش می توانستی قسم بخوری که شهید می شود و شد ؟ و گفتم : تأثیر گذاری و  بهره گیری از این مجالس به قابلیت افراد هم بستگی دارد و در من تنها این مقدار مؤثر بوده است که بدتر از این نشدم و بچه های کیهان حداکثر اسمی که رویم گذاشته اند "حزب اللهی قرتی" است و نه بدتر !

اگر خدا توفیق بدهد ماجرای عهدی  که با حسن بستیم و خواب عجیب و تکاندهنده ای  که پس از شهادتش دیدم را هم به مناسبتی در همین وبلاگ خواهم آورد .

خدایا ! فاصله ما را از خوبانت و شهیدانت کم و کمتر کن ...

پنجشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٩ساعت ٦:٢۱ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

جنگ اول :

من نه آقای یوسف صانعی را به عنوان مرجع قبول دارم و نه فحاشی زشت او به احمدی نژاد و آن تعبیر "حرامزاده"اش از یادم می رود . قبلاً هم در همین وبلاگ ، حسابی از خجالتش در آمده ام . اما وحشیگری پریشب در بیت او را هم بشدت محکوم می کنم .


از طرفی از غیرت جوانانی که ١۶ ساعت تمام پشت در منازل آقایان یوسف صانعی و منتظری ایستادند و بنا به قولی از نیروی انتظامی هم بشدت کتک خوردند اما حاضر نشدند شعار دادن علیه  مهدی کروبی و تعقیب کردن او را رها کنند لذت بردم ، اما باز هم رفتاری که در عکسهای منتشر شده از بیت صانعی مشهود است را بشدت محکوم می کنم .

امروز روح الله در تماسی که با یکی از دوستانش در مدرسه معصومیه قم داشت به نقل از او شنید که وقتی بچه ها بالاخره وارد بیت صانعی شدند ، پنج نفر در آنجا بودند و مشغول تخریب ، که هیچ کس آنها را نمی شناخت !

نه جنگ - نه صلح :

الف - چندی  پیش ، یکی از افراد مطلع در جریان پرونده یکی از اعضای دستگیر شده گروهک تروریستی مجاهدین خلق می گفت : فرد مزبور به عنوان مأمور سد معبر به شهرداری تهران راه یافته بود و در توضیح فعالیتهایش می گفت : دستور سازمان این بود که در مواقعی که میدان امام حسین از همه شلوغتر بود ، می بایستی با شدیدترین وجه ممکن ، با دستفروشها و طوافیها برخورد می کردم . به همین منظور با لگد چنین کسانی را می زدم و با پا زیر سینی گوجه سبز یا میوه آنها می زدم به گونه ای که هر کس این صحنه ها را می دید ، شروع می کرد به فحش دادن به نظام ؛ از بالا تا پایین !

ب - یکی از اصلاح طلبانی هم که الان در جرگه نیروهای خودی محسوب می شود ، صریحاً در دادگاه آنموقع خود گفته بود که در ماجرای عبایی خراسانی ، خود ما اصلاح طلبان دفتر او را آتش زدیم تا با توجه به اختلاف نظرات جدی او با نیروهای انقلابی ، این عمل به حزب اللهی ها منتسب شود و بعد هم همین موضوع را در روزنامه های خودمان به عنوان یک خط دنبال کردیم .

ج - در جریان تجمع طیف طبرزدی در - اگر اشتباه نکنم - چهارم خرداد ١٣٧٧ در پارک لاله تهران ، منوچهر محمدی پس از دستگیری اعلام کرد که ما به نیروهایمان گفته بودیم  در دو نقش بازی کنند . آنها ابتدا علیه تیم ما - پیام دانشجویی ها - شعارهای تند می دادند و دست به خشونت می زدند و بعد پس از کمی گشتن در اطراف می آمدند و علیه حزب اللهی ها شعار می دادند و به این ترتیب تماشاگران صحنه ، شروع کننده قضیه را حزب اللهی ها می دیدند و آنها را خشن و ... می پنداشتند و ما را افراد مظلومی که داشتیم از خودمان دفاع می کردیم !

صلح آخر :

من در اینجا در مقام قاضی نیستم که بخواهم تشخیص دهم در ماجرای ما نحن فیه ، باز هم بازیگران ناشناس و آشنای همیشگی به صحنه سازی و تخریب وجهه نیروهای حزب اللهی پرداخته اند یا واقعاً چند نفر بی شعور این طرفی ،  این کار را کرده اند اما در هر دو صورت ، وظیفه ای که قانون به عهده ضابطان خود گذاشته است کار را راحت می کند : شناسایی و دستگیری همه کسانی که به این خشونت و وحشیگری دست زده اند . مسلماً اگر عاملان این تخریب ، نمونه های به روز شده همان منافقان کهنه باشند که در بازجویی ها معلوم می شود و مردم هم با چهره این افراد و ترفندهایشان بیشتر آشنا می شوند و اگر احمقهای خودی باشند باز هم باید طبق قانون به جزای کار خود برسند و این کار موجب می شود تا دیگر کسی جرئت نکند به حریم خصوصی دیگران - حتی اگر دشمن باشد - تعدی کند .

به خاطر بیاوریم بسیاری از اختلاسها و خلافکاریهایی که با عنوان مأمور انتظامی یا اطلاعاتی یا وابستگان به فلان سازمان و دستگاه صورت می گیرد و پس از بررسی و پیگیری ماجرا معلوم می شود که عده ای مأمور نما یا اخراجی دست به این کارها زده اند و اگر کسانی هم از پرسنل یک سازمان انتظامی یا نظامی دست به این کار زده باشند اخراج و مجازات می شوند تا درس عبرتی برای دیگران باشد .

پیشنهاد می کنم هم اعضای دفتر آقای صانعی و هم نیروهای انقلابی و دلسوز بر روی پیگیری دقیق قانونی و حقوقی قضیه پافشاری کنند تا با نتیجه آن - هر چه باشد - هر دو طرف سود ببرند و البته در این میان ، قدرت نظام هم به رخ کشیده شود ؛ چرا که یک نظام با پیشگیری از این اتفاق سوء تنها یک سود می کند اما با پیگیری و مجازات سوء استفاده کنندگان ، صدها سود !


برخی مطالب مرتبط :

١- حرامزاده و یک سؤال ساده ساده ساده از سبزها ( تقی دژاکام - وبلاگ آب و آتش ).

٢- تخریب مشکوک بیت آقای صانعی + عکس ( سایت جهان نیوز).

٣- حاشیه های حضور کروبی در قم - ( سید احمد نجمی - وبلاگ منبر نت ).

۴- مشکلی به نام دوستان فاقد بصیرت( امید حسینی - سایت تریبون مستضعفین ) ، همین مطلب در سایت الف .

۵- دیروز در قم چه گذشت ؟ ( سایت تریبون مستضعفین).

۶- حمله به دفتر آیت الله صانعی (  علیرضا بازارگان - وبلاگ و واعدنا موسی ثلاثین لیلة).

٧- گزارش تصویری ( پایگاه اطلاع رسانی آیت الله صانعی).

٨- لازم نیست خیلی کتکشان بزنید ! ( روح الله امین آبادی - وبلاگ بسیج جهانی).

٩- ١۶ ساعت حبس کروبی در بیت صانعی + عکس ( وبلاگ درد نوشته های دانشجوی مسلمان ).

١٠- در خانه آقای صانعی چه خبر بود ؟ ( محمد حامد احسانبخش - وبلاگ کشکول).



سه‌شنبه ٢٥ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

مناظره شروع شده بود . راستش من مطمئن بودم که هر چه باشد در این مناظره احمدی نژاد با فاصله زیاد ، پیروز از میدان خارج می شود . بخصوص با نقل قولهایی که از سعید حجاریان و مصطفی تاجزاده شنیده بودم که گفته بودند : موسوی حتی الامکان نباید در مناظره شرکت کند ؛ چرا که اگر شرکت نکند سه - هیچ باخته و اگر شرکت کند شش - هیچ می بازد !

*

وقتی مناظره به آنجا رسید که احمدی نژاد ، از فرزندان هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری نام برد ، از توی طبقه ای که بودیم صدای جیغ و کف ، بلند شد . مدت کوتاهی پس از آن از داخل شهرک ، صداهای بلندی به گوش رسید . به همسرم گفتم : فکر کنم دعوایی شده ؛ صداهایی از بیرون میاد . نه دلم می آمد مناظره را رها کنم و نه می توانستم  کنجکاوی شدید خودم را درباره صداهای بیرون مسکوت بگذارم . صدای تلویزیون را زیاد کردم و دویدم پنجره ایوان را باز کردم . دیدم عده زیادی از مردم به ایوانها آمده اند  و  با صدای بلند "الله اکبر" می گویند . خیلی ذوق کردم . من هم همراه آنان چند تکبیر گفتم و سریع خودم را به داخل رساندم تا بقیه مناظره را ببینم . موسوی حسابی کم آورده بود اما در آخر مناظره ، در اوج عصبانیت و در حالی که به تکررّ چیز افتاده بود مطالبی را گفت اما دقیقا ً همان چیزی شد که حجاریان یا تاجزاده گفته بودند : شش - هیچ به نفع احمدی نژاد .

حالا مناظره تمام شده بود و مردم - اکثراً - که حالا  تجربه این تکبیر گفتن بین برنامه را داشتند ، به ایوانها آمده بودند و "الله اکبر" می گفتند .

*



میدان اصلی شهرک در آن ساعات پس از نیمه شب مملو از جوانان و نوجوانان و زنان و مردانی بود که عکسهای دکتر را در دست گرفته بودند و با الله اکبر و سوت و شادی ، پیروزی محکم او را در مناظره جشن گرفته بودند . چند خودرویی که عکسی از موسوی بر شیشه های خود داشتند بی سر و صدا از میان خیل خودروهای طرفدار احمدی نژاد می گذشتند . تا نزدیکیهای میدان قدس رفتیم و به علت حجم خودروها و شلوغی خیابانها برگشتیم .

*

دم در آسانسور ، با یک خانواده که مثل ما از خیابان  برمی گشتند ، همراه شدیم . همسرم از خانمی که همراه شوهر و فرزندانش منتظر رسیدن آسانسور بودند - بدون اینکه بداند موضع آنها چیست - پرسید : مناظره را چگونه دیدید ؟ خانمه گفت : خیلی خوب بود . واقعا از شجاعت آقای احمدی نژاد لذت بردم . اما همسرش کمی مکث کرد و در حالی که سوار آسانسور می شدیم گفت :

- برای من دیگر مهم نیست که آیا آقای احمدی نژاد ، دوباره رئیس جمهور می شود یا نه ؛ برای من این مهم است که بغضی که و حرفی که سی سال است در گلوهای ما ملت گیر کرده بود و تا حالا کسی جرئت نکرده بود با این شجاعت و با این صراحت در رادیو - تلویزیون رسمی کشور بگوید ، فریاد کند . من خوشحالم که می بینم فرزندان و خاندان هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری و واعظ طبسی و ... که سالهاست به اقتصاد این کشور افتاده اند و مشغول لفت و لیس هستند ، یک بار و فقط یک بار در این رادیو - تلویزیون رسمی کشور و در جلو چشم هفتاد میلیون نفر از مردم ، رسماً زیر سؤال رفتند . همین کافی است و به نظر من تا همین جا احمدی نژاد برنده قطعی این انتخابات است ، حتی اگر رئیس جمهور نشود .

آسانسور را نگه داشته بودم تا حرفهای همسایه مان تمام شود . دستی دادم و خداحافظی کردیم .

*

روز بیست و دوم خرداد ، رأی مرا زهرا و رأی همسرم را راحیل بر برگه ها نوشت : دکتر محمود احمدی نژاد .

با خنده و شادی از دبیرستانی در خیابان نیاوران خارج شدیم در حالی که صف مردم تا دو کوچه آنورتر هم ادامه داشت ...

**

پانوشت یک : امروز هم ، با همه فراز و نشیبهایی که از دکتر دیده ایم ، به رأیی که به او داده ام افتخار می کنم و اگر امروز هم یک بار دیگر انتخاباتی برگزار می شد ، با همان جدیت به احمدی نژاد رأی می دادم هر چند شاید همان محبت سابق را به او نداشته باشم .

پا نوشت دو  : دو بازی و موج وبلاگی درباره شب مناظره و ٢٢ خرداد توسط دوستان راه اندازی شده است که این نگارش روزنوشت به نوعی شرکت در هر دو بازی وبلاگی است .

شنبه ٢٢ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

٢ - تازه به خانه رسیده ام . لباسهایم را در نیاورده ام . زهرا می گوید : بابا ! یه چیزی بگم ناراحت نمی شی ؟ می گم : کامپیوتر را خراب کردی؟ می گه : نه ، ولی بگو ناراحت نمی شم . می گم : چینی مینی شکستی ؟ می گه : نه ولی باید قول بدی ناراحت نشی . می گم : فایلامو پاک کردی ؟ می گه : نه . فقط بگو ناراحت نمی شی . می گم : باشه قول می دم . می گه: بابا ! اون جوکی که ظهری برام فرستادی خیلی بی مزه بود !


١- دیروز پس از یک سال وعده و وعید ، با پولای خودش رفته بودیم براش گوشی خریده بودیم . صبح قبل از رفتن به کیهان ، به من گفت : بابا ! یادت نره امروز حتما برام جوک بفرستی ها !!

سه‌شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

صورت مسئله : در مراسم بزرگداشت بیست و یکمین سالگشت درگذشت امام خمینی در حرم مطهر ، پس از سخنان دکتر محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری اسلامی ایران ، حجت الاسلام سید حسن خمینی پشت تریبون قرار گرفت ، اما مردم ( حاضران ) با شعارهای مرگ بر موسوی ، مرگ بر منافق ، مرگ بر ضد ولایت فقیه ، بصیرت بصیرت ، این همه لشکر آمده - به عشق رهبر آمده و ... اجازه سخنرانی به سخنران ندادند و او با بیان این عبارت که هنوز بیست سال از درگذشت امام نگذشته ، تریبون را ترک کرد . سپس رهبر معظم انقلاب اسلامی با مصافحه با سید حسن ، خطبه های نماز را آغاز کرد . خطبه اول درباره شاخص امام خمینی و ویژگیهای خط امام بود که در آن ، بیشتر از آنکه به سران فتنه اشاره داشته باشد ، کسانی که با سران فتنه همراهی کردند یا در برابر اقدامات آنها سکوت کردند را نقد کرد .

این اتفاق ، بیشتر از خود سخنان رهبر انقلاب ، در داخل و خارج کشور بازتاب داشت و وبلاگ نویسان و فعالان محیط مجازی به آن پرداختند.

در زیر پیوندهای نوشته های مرتبط در محیط مجازی را تا آنجا که دسترسی داشته ام آورده ام و دوست دارم دوستان ، به طور جدی نظراتشان را درباره این ماجرا در بخش نظرات این وبلاگ بنویسند .نظرات دوستانی که فقط در محیط گوگل ریدر می نویسند را با اجازه آنها در اینجا خواهم آورد ؛ اما بر عکس ، نه !

توضیح : ممکن است دوستان روایت مرا از صورت مسئله دقیق ندانند ؛ مهم نیست ، بر اساس آنچه خود صورت مسئله می دانید بنویسید :

١- چه کسانی از فرزند امام ، انتقام گرفتند ؟ ( امید حسینی - وبلاگ آهستان ).

٢- آیا از ناتمام گذاشته شدن سخنرانی سید حسن نا خشنودم ؟ (وبلاگ خرچنگ زاده در غربت ).

٣- حمله سید حسن با سیلی و لگد به دو عضو ستاد نماز جمعه امروز ( سایت فاش نیوز) . همین خبر در سایت جهان نیوز. همین خبر در جوان آنلاین .همین خبر در رجانیوز.

۴- پیام صریح به سید حسن ( سعد الله زارعی - سایت رجا نیوز ).

۵- ترسم نرسی به کعبه ای ... ( علی اشرف فتحی - وبلاگ تورجان / این نوشته ، قدیمی است اما نویسنده آن را با توضیحی اضافه در گوگل ریدر بازنشر کرده است ).

۶-  مردم پس از سخنان سید حسن ، شعار... ( خبرگزاری فارس).

٧- چرا مردم در حرم حضرت امام ، سید حسن را از نطقش باز داشتند ؟ ( محسن کریمی - وبلاگ حاج آقا مسئلةٌ).

٨- حاشیه های مراسم سالگرد ...( سایت رجا نیوز ).

٩- تلاش انصاری برای قطع سخنان رئیس جمهور و واکنش مردم ( سایت برنا نیوز ).

١٠- امکان سازماندهی برای شعار دادن علیه سید حسن وجود نداشت ؟ ( سایت خبر آنلاین ).

١١- آیا سید حسن پیام مردم را شنید ؟ + فیلم ماجرا ( احسان آیتی - وبلاگ قول سدید).

١٢- فریاد ملت بر سر حامیان فتنه + عکس ( مرصاد - وبلاگ بهشت خوبان ).

١٣- ما با خمینی زندگی می کنیم ( حسین قدیانی - وبلاگ قطعه ٢۶ ).

١۴- تلاش بی بی سی برای به حاشیه بردن خطبه های  مهم رهبر انقلاب ( سایت شبکه ایران ).

١۵- اقدام نکته دار رهبر انقلاب پس از سخنرانی نوه امام ( سایت تابناک ).

١۶- صفحه فیس بوک سید حسن خمینی .

١٧- یک عکس .

١٨- عکس : خواص بی بصیرت ...

١٩- عکس : احداث نماد فراماسونری اطراف حرم امام خمینی .

٢٠- نواده روح الله : سید حسن نصرالله ( امید حسینی - وبلاگ آهستان ).

٢١- تذکر هاشمی و وظیفه ای که بر گردن ماست ( روح الله امین آبادی - وبلاگ بسیج جهانی ).

٢٢- فیلم سخنرانی ناتمام سید حسن مصطفوی ( کلیپ مبارز).

٢٣- همراهی با فتنه گران از سوی سید حسن مصطفوی برای مردم قابل تحمل نیست ( خانم فاطمه رجبی - سایت برنا نیوز).

٢۴- عکس : پیام به ضرغامی .

٢۵- شاخص خالص و راه امام در بیان رهبری ( وبلاگ فرزند روح الله ).

٢۶- اولین نشانه های درستی اعتراض مردم به سید حسن خمینی ( خبرنامه دانشجویان ایران ).

٢٧- آیا شعاردهندگان علیه سران فتنه ، عده ای قلیل بودند ؟ + فیلم ( سایت شبکه ایران ).

٢٨- دعوت رئیس جمهور به مراسم ، کار که بود ؟ ( سایت جهان نیوز).

٢٩-هنوز بیست سال نگذشته است ( ترنج نیوز).

٣٠- آیا صدای ملت را می شنود ؟ ( علی الف - تاربلاگ ایلیا).

٣١- جمعیت سرگردان دنبال کیک و ساندیس ( طلبه بلاگ ).

٣٢- عکسهایی از حاشیه حضور مسئولان در مراسم دیروز ( سایت الف ).

٣٣- اندکهای بیشمار ( امیر حسین ثابتی - وبلاگ دست نوشته های یک دانشجو).

٣۴- نسبت با امام مصونیت  می آورد یا مسئولیت ؟ ( محمد صادق باطنی - وبلاگ بی عُمر ).

٣۵- عکس : پسر نوح با بدان ... ( سایت الف ).

٣۶- دوباره امام ...( وبلاگ اعترافات هر روزه من ).

٣٧- حاشیه ای بر یک سخنرانی ناتمام ( فرشاد مهدی پور - سایت الف ).

٣٨- گزارش فایننشال تایمز از شعارهای دیروز ( سایت الف ).

٣٩- اظهارات اسماعیل کوثری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی درباره شعارهای دیروز مردم ( سایت برنا نیوز ).

۴٠- هنوز دیر نشده سید ! ( محمد سجاد نصرتی - وبلاگ زیر چشمی ).

۴١- گزارشی از باشکوهترین نماز جمعه تاریخ : فایلهای صوتی و تصویری مراسم دیروز ( پایگاه روشنگری موج فتنه ).

۴١- بالاخره بیت امام یا راه امام ؟ ( تقی سهیلی - وبلاگ نصیحت به مسئولین جامعه اسلامی ).

۴٢- ممانعت از سخنرانی سید حسن خمینی ، "حادثه تلخ" بود + تکمیلی (  علی مطهری - سایت تابناک ).

۴٣- عکس : هاشمی رفسنجانی ، سید حسن خمینی ، محمود احمدی نژاد ( سایت جهان نیوز).

۴۴- خباز : اهانت کنندگان به یادگار امام "ره" هر چه زودتر دستگیر شوند ( سایت پارلمان نیوز ).

۴۵- سید حسن خمینی زیر ذره بین ( مجتبی ارغوان - وبلاگ مهراوه من ).

۴۶- اعتراضی که نباید این گونه صورت می گرفت ( محمد حامد احسانبخش - وبلاگ کشکول ).

۴٧- این "میراث خوارگی" رسم جاهلیت است ( ابوالفضل فاتح - سایت کلمه ).

۴٨- سید حسن مصطفوی : بگذارید چند دقیقه سخنرانی کنم ! ( ابوذر - وبلاگ پاسداران).

۴٩- شعارهای مردم در هنگام سخنرانی سید حسن خمینی ( کلیپ مبارز ).

۵٠- نامه بسیج دانشجویی دانشگاه  فردوسی مشهد به سید حسن خمینی ( سایت الف ).

۵١- دانلود فایل صوتی مادر سید حسن خمینی به رهبر انقلاب ( وبلاگ صدای قدمهای مهدی می آید).

۵٢- سید حسن تقاص کارهای یک ساله اش را پس داد + نگاهی گزارش گونه بر حاشیه های مراسم چهاردهم خرداد  ( وبلاگ خروش ملی ).

۵٣- برای شهدای راه آزادی / سخنرانی مهم رهبر حکیم / نقد حسن مصطفوی ( سینا - وبلاگ صهیون پژوه ).

۵۴- ما بیشماریم ( وبلاگ خرچنگ زاده در غربت ).

۵۵- نامه فخر السادات محتشمی پور به زهرا اشراقی ( سایت کلمه ).

۵۶- مجید انصاری : دادستان با این حرکت ضد انقلابی که آبروی انقلاب را به بازی گرفت ، برخورد کند ( سایت کلمه ).

۵٧- نامه جبهه مشارکت ایران اسلامی به مراجع عظام تقلید در خصوص هتک حرمت بیت حضرت امام ( سایت کلمه ).

۵٨- تاوانی که سید حسن باید می داد و داد ( محمد صادق -  وبلاگ پرواز تا بی نهایت  ).

۵٩- نامه ای به نوه نا خلف امام سید حسن ( وبلاگ ولایتمداران).

۶٠- گزارش کامل از شعارهای خودجوش مردم علیه سران فتنه ( سایت جوان آنلاین ).

۶١- اعتراض مردم به سید حسن از سر دلسوزی و خیرخواهی بود ( نامه سرگشاده بسیج دانشجویی دانشگاه تربیت مدرس - خبرگزاری فارس).

۶٢- دو نکته درباره قطع سخنرانی سید حسن خمینی ( محمد رضا - وبلاگ نگرانی ).

۶٣- جمعیت میلیونی در مرقد امام اجازه سخنرانی به سید حسن خمینی ندادند ( سایت رجا نیوز ).

۶۴- توهین به سید حسن خمینی ( محقق - وبلاگ راه ۵٧ ).

۶۵- توهین علی مطهری به مردم و رئیس جمهور ( سایت رجا نیوز ).

۶۶- ظلم در روز روشن ( محمد مهدی اشرف - وبلاگ غم خاک ).

۶٧- درماندگی ضد انقلاب از شعار مردم علیه فتنه گران ( سایت رجا نیوز ).

۶٨- دانلود فیلم حاشیه هایی از حماسه ١۴خرداد ( خبرگزاری بصیرت ).

۶٩- امام روح الله ( وبلاگ شیعه والپیپرز ).

٧٠- چرا سخنرانی نوه امام نیمه تمام ماند ؟ ( ترنج نیوز ).

٧١- از که بریدی و با که پیوستی ؟ ( حسین شریعتمداری - روزنامه کیهان).

٧٢- کویر ( حسین شریعتمداری - گفت و شنود روزنامه کیهان ).

  

٧٣- تماس تلفنی یوسف صانعی با سید حسن ( پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی صانعی ).

٧۴- تازه بیست سال از رحلت امام گذشته است ( وبلاگ شاهد ).

٧۵- آخرین افشاگریها و اعتراض سید احمد خمینی ، پنج روز قبل از مرگش ( طرار - وبلاگ تا همیشه زنده ایم ).

٧۶- سخنی با حجت الاسلام سید حسن خمینی "زید عزه " ( وبلاگ اسکالپِل).

٧٧- سه مقاله در یک پُست ( حسین قدیانی - وبلاگ قطعه ٢۶ )، آری هنوز بیست سال از رحلت امام نگذشته ... ( وطن امروز ).

٧٨- بیانیه جدید در سایت پارلمان نیوز .

٧٩- گزارش خبری کیهان درباره ماجرای سخنرانی نیمه تمام سید حسن .

٨٠- آقا سید حسن ! ما هنوز کاری نکردیم ( ولی الله - وبلاگ نسل خمینی ).

٨١- اظهار نظر گنجی درباره تظاهر سران فتنه به راه امام ( سایت جهان نیوز ).

٨٢- آقای مطهری ! به شعور مردم توهین نکنید ( سایت جوان آنلاین  ).

٨٣- سران فتنه ١۴ خرداد کجا بودند ؟ ( سایت جهان نیوز ).

٨۴- آقای سید حسن خمینی ! پدرتان برای شما بهترین الگوست ( قاسم روانبخش - وبلاگ دبیر سیاسی پرتو ).

٨۵- پروژه توسلی ٢ کلید خورد ( علی سمیعی - وبلاگ سوپر شیعه ).

٨۶- درسها و عبرتهای بیست و یکمین سال رحلت امام ( سپهر خلجی - سایت ایرنا).

٨٧- توهین به رئیس جمهور و آزمون بزرگ قوه قضاییه ( عبدالرضا داوری - وبلاگ در برابر باد ).

٨٨- اکنون پس از بیست سال ... ( مهدی احمدی - سایت رجا نیوز ).

٨٩- سید حسن و قانون اول نیوتن ( روح الله امین آبادی - وبلاگ بسیج جهانی ).

٩٠- عکس : به حسن و برادرانش ( امید حسینی - وبلاگ آهستان ).

٩١- چه کسی زودتر فاتحه خواند؟! ( لیلا نیرومند - وبلاگ هفت سفید ).

٩٢- واکنش سید حسن به مراسم 14 خرداد ( سایت جهان نیوز ).

٩٣- وزیر کشور در بیمارستان بستری شد + عکس وزیر کشور در نماز جمعه ( سایت جهان نیوز ).

٩۴- عباس سلیمی نمین : به خطاهای سید حسن واقفم اما اتفاقی را که در مرقد افتاد قابل سرزنش می دانم ( خبرگزاری فارس ).

٩۵- علیرضا زاکانی : امیدواریم واکنش مردم به اطرافیان امام ، اسباب تنبه آنان شود ( خبرگزاری فارس ).

٩۶- هنوز بیست سال از رحلت امام نگذشته که با دشمنان ایشان عکس یادگاری می اندازید ( رنجنامه دانشجویان دانشگاه تهران -  خبرگزاری فارس ).

٩٧- دیشب در منزل مرد خاکستری اصلاحات چه گذشت ؟ ( سایت جوان آنلاین ).

٩٨- تقصیر صدا و سیماست ( مهدی خانعلی زاده - وبلاگ از همه جا ، از همه چیز ).

٩٩- نماز جمعه ١۴ خرداد در حرم امام ( حمید بزم شاهی اصفهانی - وبلاگ بَزمانه ).

١٠٠- پایان دوران آقازاده ها ( شهاب اسفندیاری - وبلاگ نقد فرهنگ ).

١٠١- اینچنین پرده بر انداخته ای یعنی چه ؟ ( سمیه فیروزفر - وبلاگ هبوط).

١٠٢- حکایت غریبی است ( سجاد - وبلاگ آغاز در نهایت ).

١٠٣- اعتراض سید حسن به انتشار عکسهایش ( سایت جهان نیوز ).

١٠۴- "اکثریت "ِ سید حسن کجاست ؟ ( وبلاگ راه ۵٧).

١٠۵- ظلم علی فریمانی به شهید مطهری ( امیر حسین ثابتی - وبلاگ دست نوشته های یک دانشجو ).

١٠۶- سید حسن به آغوش ولایت باز خواهد گشت و رو سیاهی برای  "پدر معنوی فتنه" خواهد ماند( محسن سعیدی - کلیپهای والاترین).

١٠٧- خجالت ( وبلاگ دودینگ هاوس ).

١٠٨- نگاهی به سخنان سید حسن فارغ از بحثهای انتخاباتی ( هادی سلیمانی - وبلاگ بحر).

١٠٩- تصاویر متفاوتی از بیت امام "ره" ( وبلاگ اِرمینه ).

١١٠- نگذاشتیم انقلاب به دست نا اهلان و نامحرمان بیفتد ( مهدی سعیدی - وبلاگ بیم موج ).

١١١- خیلی زود دوباره گم می شوی آقای علی مطهری ! ( رسول - وبلاگ چشمه ها ).

١١٢- سمفونی ای کاش های سید حسن ( مهران موزونی - وبلاگ کیاسی ، به از سیاسی ).

١١٣- سید حسن ! تو دروغ گفتی مثل همه سران فتنه + فیلم ( یک طلبه - وبلاگ به سوی دولت اسلامی ).

١١۴- علی مطهری ، کودک عزیز کرده ( مصطفی بخشی - وبلاگ شاهراه عدالت ).

١١۵- "این تذهبون؟!" ( پژمان کریمی- وبلاگ برکه کویر ).

١١۶- سید حسن خمینی بود ، مصطفوی شد ( سید مجتبی پیموده - وبلاگ یک نفر طلبه ).

١١٧- پشت صحنه مراسم ١۴ خرداد و حوادث تلخ آن ( محمد علی انصاری - سایت جماران ).

١١٨- خمینی ، حرمت باورهای ما ( مریم صباغ زاده ایرانی - وبلاگ خاکستر گلها ).

١١٩- مفهومی ( راحیل دژاکام - وبلاگ شمسه / اشاره ای تلویحی به موضوع کرده است).

١٢٠- سید حسن "خمینی" ( م. ع - وبلاگ جسد زنده ).

١٢١- رونمایی از یک سند تاریخی درباره سید حسن خمینی ( سید مصطفی میر محمدی - وبلاگ خاکریزیسم ).

١٢٢- آنچه در مرقد امام "ره" دیدم ( مطلب وارده به  وبلاگ گام آخر به مدیریت مهدی سعیدی ).

١٢٣- متوهمین همیشگی ( وبلاگ داداشی وب ).

١٢۴- آقای مطهری ! چندان به چشم نمی آیید ( محمد الیاس - وبلاگ واژگون ).

١٢۵- نامه شاگرد استاد مطهری به علی مطهری ( سید حسین محمودی - در وبلاگ خدایا یاریم کن حق بگویم به مدیریت محمد رضا نوری ).

١٢۶- کروبی : این حد از وقاحت را تصور نمی کردم ( سایت مردمک ).

١٢٧- گزارش تصویری : رهبر معظم انقلاب و سید حسن خمینی ( سایت پارلمان نیوز ).

١٢٨- مشکل علی مطهری ، پدر اوست ( یادداشتهای یک تبعیدی - وبلاگ یا انیس من لا انیس له ).

١٢٩- تبارشناسی سید حسن مصطفوی + عکس ( احمد قدیری - وبلاگ اندیشه و قلم).

١٣٠- جوان مسلمان و 14 خرداد 89 ( حامد دهخدا - وبلاگ فیلو جامعه شناسی ).

١٣١- مردم رابطه یک من ماست با کره را فهماندند / آقا جای سیلی مردم را ببوسید ( سعید همتی - وبلاگ جزیره مجنون ).

١٣٢- آقای سلیمی نمین ! با این نظر شما مخالفم ( حیدر - وبلاگ سونامی غیرت ایرانی اسلامی ).

١٣٣- قانون مسلم سقوط / شعری در پاسخ به توهین ع . م به مردم ، رئیس جمهور و رهبر معظم انقلاب ( یکی مثل خیلی از مردم - وبلاگ بداهه ).

١٣۴- بد اخلاقی پاستوریزه ، بد اخلاقی بی شیله پیله + توضیح تکمیلی ( حامد - وبلاگ آرمانشهر ).

١٣۵- حقیقت جعلی ( محمد جواد آقایی - وبلاگ ساحل ).

١٣۶- قیام آقا زاده ها ( مهدی خوشنویس - وبلاگ اگر خاموش بنشینیم گناه است ).

١٣٧- چرا مردم علیه سید حسن شعار دادند ؟ ( دکتر اسلام ملکی معاف - سایت رجا نیوز ).

١٣٨- پاسخی به یک همکلاسی ( دکتر مهدی کوچک زاده - سایت رجا نیوز ).

١٣٩- اظهارات محمد حسین صفار هرندی درباره دولت هاشمی رفسنجانی ، مخالفان سابق و موافقان فعلی او و نیز ماجرای سخنرانی نیمه تمام در مرقد امام ( خبرگزاری فارس ) + فایل تصویری همین خبر برگرفته از برنامه دیروز ، امروز ، فردا ( صفار هرندی با یک روز تأخیر - سایت خبرگزاری برنا ).

١۴٠- تجلیل ولی امر مسلمین از هوشیاری مردم و حضور کم سابقه آنان در مراسم ١۴ خرداد امسال ( سایت رجا نیوز ).

***


الف - متن کامل بیانات حضرت آیت الله خامنه ای در مراسم ١۴ خرداد .

ب - سخنان دکتر محمود احمدی نژاد در مراسم ١۴ خرداد.

ج - سخنان نیمه تمام حجت الاسلام سید حسن خمینی در مراسم ١۴ خرداد .

 

مرتبط :

١- از نوه امام تا فرزندان خمینی ( تقی دژاکام - وبلاگ آب و آتش ).


 

 

 

 

 

شنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

مسئله ٢٨٣۴ : روابط تجاری و سیاسی ، با بعض دول که آلت دست دول بزرگ جائر هستند ، از قبیل اسرائیل ، جایز نیست . و بر مسلمانان لازم است که به هر نحو ممکن است با این نحو روابط مخالفت کنند ، و بازرگانانی که با اسرائیل و عمال اسرائیل روابط تجاری دارند ، خائن به اسلام و مسلمانان و کمک کار به هدم احکام اسلام هستند ، و بر مسلمانان لازم است با این خیانتکاران ، چه دولتها و چه تجار ،قطع رابطه کنند و آنها را ملزم کنند به توبه و ترک روابط با این نحو دولتها .

امام خمینی - رساله توضیح المسائل

***


چند روز است که دوست بزرگوارم هابیل ، به مناسبت فرا رسیدن سالگشت پرواز روح ملکوتی امام خمینی ، بازی وبلاگی خوبی راه انداخته است که خوشبختانه با استقبال خیلی خوب وبلاگ نویسان مواجه شده است . در این بازی من هم به ترتیب از سوی چهار تن از دوستان خوبم آذرباد ، پیچک سر به هوا ،  عصیان و  هبوط دعوت شده ام که چیزی بنویسم . سه روز است که نکاتی را درباره امام یادداشت کرده ام که به تفصیل درباره آنها بنویسم البته در حد یک روزنوشت وبلاگی اما به دلایلی تا این لحظه آنها را ننوشتم . این دو روز که در غم ماجرای ددمنشانه و حیوانی حمله رژیم صهیونیستی به کشتی حامل کمکهای امدادی به مظلومان غزه نشسته ایم ، فقط یکی از مواردی را که در نظر داشتم در آن یادداشت بنویسم می آورم و دوست دارم امکان نوشتن همه آن مطالب در همین یکی دو روز دست دهد . امیدوارم این نوشته ، لبیک به دعوت دوست دیگرم امین صبحی هم باشد که خروش وبلاگی در رابطه با این حادثه تلخ در آبهای مدیترانه را راه انداخته است .

 

آن نکته ، نگاه ژرف و عمیق امام خمینی به ماجرای فقاهت و مرجعیت به گونه ای فراتر از مسائل کلیشه شده ( و البته لازم و نه کامل ) ِ مندرج در رساله های عملیه تا آن زمان است . امام ، وظایف یک مرجع تقلید و یک رهبر دینی را بسیار فراتر از رسیدگی به حیض و نفاس و نجاسات و طهارات و مسائلی از این دست می بیند . امام خمینی برای اولین بار در تاریخ شیعه ، مباحثی چون دفاع و جهاد ، امر به معروف و نهی از منکر ( که موضوعی کاملا اجتماعی و البته سیاسی است ) و حکم شرعی تقیه در شرایط فعلی ( آنزمان ) و وظیفه شرعی مسلمانان در زمانه ای که کفار و مشرکان بر بلاد اسلامی حاکمیت یافته اند را در رساله توضیح المسائل خود می آورد .


در حقیقت ، امام شرع و مسائل شرعی را در فردیات و شخصیات محدود و محصور نمی کند و نگاه اجتماعی او در سراسر رساله عملیه اش هم بارز و شاخص است . نگاه کنید به فتوای امام خمینی درباره چگونگی نماز خواندن ( که مسئله ای ظاهراً شخصی و فردی است ) در ایام حج . امام ، با دقت و تیزبینی و نگاه پویا و البته منبعث از آموزه های قطعی و اولیه شرعی ، دستور همراهی و هماهنگی با برادران و خواهران سنی مذهب در ایام حج ( این کنگره بزرگ اتحاد اسلامی) صادر می کنند .


به مناسبت حمله ددمنشانه اخیر اسرائیل به کشتی کمکها به غزه ، نگاه کنید به مسئله شرعیی که در ابتدای این نوشته آوردم و نیز مسائل دیگری از جمله اینکه اگر برخی تجار و کسبه ، که کالاهای ساخت دشمنان سلطه جو ( بخصوص کالاهای اسرائیلی ) را مبادله یا توزیع می کنند ، لازم است در درجه اول آنها را نهی کنند ، و اگر تأثیر نکرد ، از آنها اعراض کنند و با آنها معاشرت و معامله نکنند.


در رساله کدام مرجع تقلید این گونه نگاه فراگیر به معضلات اجتماعی و استقلال طلبی و ذلت گریزی مشاهده می شود .


در حقیقت امام خمینی آن آموزه و آن راهبرد بزرگ " تفکیک ناپذیری دین و سیاست " را که از معلم بزرگش مجاهد شهید سید حسن مدرس به ارث برده است ، در رساله توضیح المسائل خودش اعمال می کند و نشان می دهد اگر شعار " سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ماست " سر می دهد ، در عمل هم آن شعار را پیاده می کند و آن را به عنوان یک وظیفه شرعی به دیگر مسلمانان هم تکلیف می کند تا با این تربیت دینی و شرعی و حُکمی ، راه برای بیداری اسلامی و خیزش انقلابی هموار شود که چنین می شود .


اگر خدا توفیق دهد درباره چند نکته دیگر از آموزه های امام خمینی چیزی خواهم نوشت .


دعوت : خوشبختانه استقبال از این بازی وبلاگی خیلی خوب بوده است اما من هم به سهم خودم و به روال این حرکتها ، از سجاد صفار هرندی ، فاطمه ابوترابیان و روح الله امین آبادی دعوت می کنم در باره امام یا جنایت اخیر اسرائیل یا هر دو بنویسند .

 

سه‌شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸٩ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

چندین ماه است که برای کارهای اداری مربوط به بازنشستگی پیش از موعد خودم ، در میان ادارات و سازمانها و دستگاههای مختلف دوندگی می کنم . این در حالی است که علی رغم پیگیریهایی که می کنم باز هم بسیاری از ادارات و سازمانها با بی قیدی کاری فراوانی موجب شده اند که ایام سربازی دوران جنگ و مواردی دیگر را در حقوق بازنشستگی من لحاظ نکنند.

اما یکی از مواردی که هم موجب در رفتن خستگی این ماهها شد و هم تعجب مرا برانگیخت ، یک نامه اداری به یکی از شعب بانک مسکن در شهرستان کرمان بود که در ابتدای اقدامات اداری خودم برای تسویه حساب با کیهان در دی ماه سال گذشته انجام دادم و نتیجه آن را هنوز هم وقتی برای هر کس تعریف می کنم باور نمی کنند.

ماجرا از این قرار بود که چند سال پیش برای وام مسکن یکی از اقوام  در شهر کرمان،  ضامن شده بودم و آن شخص هم پس از سررسید زمان ، با بانک تسویه حساب کرده بود ، اما کیهان برای دادن تسویه حساب به من نیاز به تأییدیه این تسویه حساب داشت . نامه ای خطاب به آن بانک نوشت و به من داد تا جواب آن را بگیرم . من هم آن نامه را به مسئول اطاق خبر کیهان دادم تا به شماره دورنگار بانک مزبور ارسال کند و بر سر کارم برگشتم . حدود هفت یا هشت دقیقه بعد - دقت کنید : ضریب اشتباه احتمالی من در اعلام زمان ، حداکثر یک دقیقه است ! - به اطاق خبر برگشتم تا پرینت خبری را از پشت دستگاه بردارم که دیدم آن نامه با عنوان بانک مزبور روی میز است . به مسئول اطاق خبر با لحنی گلایه آمیز گفتم : هنوز این نامه را ارسال نکرده ای ؟ گفت : چرا ! فکر می کنم این جواب آن نامه باشد . گفتم : جواب ؟! من که چند دقیقه پیش این نامه را به شما دادم . و با ناراحتی آن را از روی میز برداشتم و دیدم که واقعا جواب رسمی و مهر و شماره شده بانک است که تایپ شده در طی همان دقایق پیش گفته برای من ارسال شده است !‌

می دانم که شما هنوز باور نکرده اید ، اما من ، هم برای اینکه در اینجا تشکری از آن بانک کرده باشم و هم اینکه موضوع جدیدی را مطرح کرده باشم که چرا در پایتخت و برخورداری دستگاهها از همه گونه وسایل ارتباطی،  کارها ، ماهها طول می کشد و سر آخر با اشتباهات بسیار به پایان هم نمی رسد  اما در شهرستانها بخصوص شهرستانهای کوچک به طور باور نکردنیی سریع و دقیق و با وجدان کاری فوق العاده ، متن جوابیه مزبور را در اینجا می آورم :


بسمه تعالی

شماره : ١٨٣٧-١۵٨۶

تاریخ : ١٣٨٨/١٠/٢٢

مدیریت محترم امور مالی و اداری کیهان

با سلام و احترام

عطف به نامه شماره (٣٧۶٢-د) مورخ ١٣٨٨/١٠/٢١ آن مدیریت محترم ، ضمن اعلام مراتب تشکر و قدردانی شعبه بابت هماهنگی به عمل آمده ، به استحضار می رساند : تسهیلات شماره ١١۶٢/۵٠٢٧ خانم ...... به تاریخ ١٣٨٧/٧/٢۴ فسخ گردیده و نامبرده فاقد هر گونه بدهی معوقه نزد این شعبه می باشد .

بانک مسکن شعبه شهید صدوقی کرمان

علی زنگی دارستانی

جمعه ٧ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()

خیلی ها  فکر می کنند آقای حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان ، کار مطبوعاتی را پس از سرپرستی روزنامه آغاز کرده است در حالی که اولاً شریعتمداری ، مقاله های مفصل سیاسی فراوانی را در زمان مدیریت آقای"مهدی نصیری" در کیهان می نوشت و همچنین در زمانی که "عباس سلیمی نمین" مدیر مسئول هفته نامه پر اعتبار کیهان هوایی بود ، علاوه بر یادداشتهای سیاسی ، ستون ثابت طنزی با عنوان "دست انداز" داشت که بیشتر به اظهارات عناصر گروهکی خارج نشین پاسخ می داد . در حقیقت ، ستون " گفت و شنود" امروز شریعتمداری در روزنامه کیهان  ، خلف صالح همان "دست انداز" های او در هفته نامه کیهان هوایی آن روزهاست .

چند روز پیش به مناسبتی به دو شماره کیهان هوایی قدیمی برخوردم و حدس زدم ارائه دو کار طنز شریعتمداری در آن سالها ، شاید برای کسانی که نوشته های مدیر مسئول کیهان را دنبال می کنند جالب باشد .

            

***

دومی از : کیهان هوایی ، شماره ١٠٩۶ ، چهارشنبه ٩ شهریور ١٣٧٣ ، ٣١ آگوست ١٩٩۴:

            

***

                


دوشنبه ۳ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۱٢:٢٩ ‎ق.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()